سایت تخصصی داستان کوتاه | میهن کمپ

داستان جدید تیر 90 با عنوان تغییر زندگی

داستان جالب و خواندنی تغییر زندگی


میهن کمپ

“لطفا برای خواندن داستان به ادامه مطلب مراجعه کنید”


==>> مشاهده ادامه مطلب داستان جدید تیر 90 با عنوان تغییر زندگی . . .

داستان کوتاه با عنوان “چنگیز خان مغول و شاهین”

یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند.

همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را

روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود،

چرا که می توانست در آسمان بالا برود و آنچه را ببیند که انسان نمی دید.

لطفا جهت خواندن ادامه به ادامه مطلب مراجعه کنید …


==>> مشاهده ادامه مطلب داستان کوتاه با عنوان “چنگیز خان مغول و شاهین” . . .

آیا اینها نشانه ای برای آخر الزمان هستند؟!

در بین زلزله‌شناسان این بحث درگرفته که آیا زمین‌لرزه‌های بسیار بزرگ سالیان اخیر، تنها یک تصادف و پیک آماری هستند یا نشان از رخدادهای بزرگ‌تری دارند؟
از اواخر سال ۲۰۰۴ / ۱۳۸۳، سیلی از زلزله‌های بزرگ و سونامی‌های پیامد آنها، دنیا را تکان داده است، ابتدا تمام آب اقیانوس را به جزایر اندونزی کوبید، سپس شیلی را زیرورو کرد، و در نهایت هم آن بر سر ژاپن آورد که دیدیم و خواندیم. زلزله‌هایی با این قدرت، به ندرت رخ می‌دهند: از سال ۱۹۰۰ تاکنون، تنها ۷ زلزله با قدت بیش از ۸٫۸ ریشتر (زمین‌لرزه‌ای که شیلی را لرزاند) در سراسر زمین ثبت شده‌اند.


==>> مشاهده ادامه مطلب آیا اینها نشانه ای برای آخر الزمان هستند؟! . . .



داستان خواندنی “در پی خوشبختی”

داستان خواندنی “در پی خوشبختی”

مرد، دوباره آمد همانجای قدیمی روی پله های بانک، توی فرو رفتگی دیوار یک جایی شبیه دل خودش، کارتن را انداخت روی زمین، دراز کشید، کفشهایش را گذاشت زیر سرش، کیسه را کشید روی تنش، دستهایش را مچاله کرد لای پاهایش…


==>> مشاهده ادامه مطلب داستان خواندنی “در پی خوشبختی” . . .



داستان زیبا و خواندنی “آرزوی کافی”


==>> مشاهده ادامه مطلب داستان زیبا و خواندنی “آرزوی کافی” . . .

صادق چوبک و داستانی جالب از زبانش

بعد از ظهر آخر پاییز
آفتاب بی‌گرمی و بخار بعد از ظهر پاییز بطور مایل از پشت شیشه‌های در، روی میز و نیمکت‌های زرد رنگ خط‌‌مخالی کلاس و لباس‌های خشن خاکستری شاگردها می‌تابید و حتی عرضه آن را نداشت که از سوز باد سردی که تک‌وتوک برگ‌های زغفرانی چنارهای خیابان و باغ بزرگ همسایه را از گل درخت می‌کند و در هوا پخش و پرا می‌کرد، اندکی بکاهد.


==>> مشاهده ادامه مطلب صادق چوبک و داستانی جالب از زبانش . . .