مسیج عاشقانه جدید مرداد 90 | میهن کمپ

مسیج عاشقانه جدید مرداد 90

sms عاشقانه جدید مرداد ماه ۹۰

میهن کمپ | http://mihancamp.com

با نزدیک شدن ماه رمضون این سوال باز پیش میاد که :

خدایا فرو دادن این همه بغض روزه رو باطل نمی کنه !؟

.

.

.

در شکار معرفت با عشق پیمان بسته ایم / در میان عاشقان ما عاشق دل خسته ایم

در جواب بی وفایی ، مهربانی کرده ایم / مهربانی را به رسم معرفت طی کرده ایم . . .

.

.

.

خدایم را دوست دارم چون وفادارترین است

و شاید به رسم همین وفاداریست که تو را به او میسپارم . . .

.

.

.

این بار تو بگو دوستت دارم ، نترس ، من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید !

.

.

.

در خیال من بمان ، اما خودت برو ، آنکه در رویای من است مرا دوست دارد ، نه تو

.

.

.

برهنه می آئیم ، برهنه می بوسیم ، برهنه می میریم

با این همه عریانی ، هنوز قلب هیچکس پیدا نیست !

.

.

.

از کلام دلنشینت مست و شیدا می شوم / با نگاه نازنینت در تو پیدا می شوم

هر شب و روز جلوه گر در سجده گاهم می شوی / در حریم ساحل عشق ، موج دریا می شوم .

.

.

.

می دانی چند بار از فکر من گذشته ای ؟!

فقط یک بار!!

چون دیگر هرگز از خیالم نرفته ای

.

.

.

رفتن بهانه نمی خواهد، بهانه های ماندن که تمام شوند کافیست . . .

 

.

.

.

نمیدانم ! دل من نازک است یا چشمان تو تیز ، هرچه نگاه به تو میدوزم بند دلم پاره میشه !

.

.

.

شب گم شده در سیاهی چشمانت / شد رود ستاره راهی چشمانت

قربان نگاه تو که اقیانوسی / افتاده به تور ماهی چشمانت . . .

.

.

.

مسافت نمیتونه به محبت فاصله بده ، با اینکه کنارم نیستی اما مهربونیتو حس میکنم . . .

.

.

.

مهربانی زبانی است که :

برای کور دیدنی ، برای کر شنیدنی ، و برای لال گفتنی است . . .

.

.

.

دوره ، دوره ی تنهایی دستها نیست

دوره ، دوره ی تنهایی دلهاست . . .

.

.

.

خون داغ عشق در رگهای من جاریست باز

لب فرو بستن سکوت تلخ اجباریست باز

چند روزی میشود سودایی سودایی‌ام

در دل‌ شبهای من غوغای بیداریست باز

.

.

.

به جان ثانیه هایی که در فراق چشمانت می گذرند ، دل کوچکم تنگ نگاه توست . . .

.

.

.

تا جان به تنم باشد ، یادت به سرم باشد / تا سر ندهم بر باد ، هرگز نروی از یاد . . .

.

.

.

عشق چیست که همه از آن میگویند؟

ع : عبرت زندگی

ش : شلاق زمانه

ق : قصاص روزگار

اما افسوس و صدافسوس که شلاق زمانه را خوردم

قصاص روزگار را کشیدم! اما عبرت نگرفتم.

.

.

.

تنها تفاوت ما این است : تو به خاطر نمی آوری ، من از خاطر نمیبرم !

.

.

.

آمدی رفت زدل صبر و قرارم بنشین / بنشین تا به خود آید دل زارم بنشین

دل و دین بردی و اکنون بی جانم آمده ای / بنشین تا به تو آن هم بسپارم بنشین . . .

.

.

.

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت ، آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت ، جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت . . .

.

.

.

همه احساس میکنن هر آن کس که زیباست مهربان است

دریا زیباست

ولی سیلی به صخره های ساحل میزند . . .

ارسال نظر